بگذار بدون هيچ شرمي بگويم:
به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته
آهسته تر از صداي بال پروانه ها
به او بگوييد دوستش دارم
با صدايي بلند
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق
به او بگوييد دوستش دارم
با هيچ صدايي....
چون فرياد دوستت دارم
نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد
فرياد دوستت دارم را ميتوان
با تپش يک قلب
به تمام جهانيان رساند ..........![]()
بگذار بدون هيچ شرمي بگويم:
دوستش دارم.... 
شب اول قبر مجنون
شنيدستم که مجنون جگر خون
چو زد زين دار فاني خيمه بيرون
دم آخر کشيد از سينه فرياد
زمين بوسيد و ليلي گفت و جان داد
هواداران زمژگان خون فشاندند
کفن کردند و در خاکش نهادند
شب قبر از براي پرسش دين
ملائک آمدند او را به بالين
بکف هر يک عمود آتشيني
که ربت کيست دينت چه ديني است
دلي جوياي ليلي از چپ و راست
چو بانگ قم به اذن الله برخاست:
چو پرسيدند مَن رَبُک ز آغاز
بجز ليلي نيامد از وي آواز
بگفتا کيست ربت گفت ليلي
که جانم در ره جانش طفيلي
بگفتندش به دينت بود ميلي
بگفتا آري آري عشق ليلي
بگفتندش بگو از قبله خويش
بگفت ابروي آن يار وفا کيش
بگفتند از کتاب خود بگو باز
بگفتا نامه آن يار طناز
بگفتندش رسولت کيست ناچار
بگفت آن کس که پيغام آرد از يار
بگفتند از امام خويش مي گوي
بگفت آن کس که روي آرد بدان کوي
بگفتند از طريق اعتقادات
بگو از عدل و توحيد و معادات
بگفتا هست در توحيد اين راز
که ليلي را به خوبي نيست انباز
بود عدل آنکه دارم جرم بسيار
از آن هستم به هجرانش گرفتار
بخنده آمدند آن دو فرشته
عمود آتشين در کف گرفته
ندا آمد که دست از وي بداريد
به ليلي در بهشتش وا گذاريد
که او را نشئه اي از جانب ماست
که من خود ليلي و او عاشق ماست
شنيدم گفت مجنون دل افکار
ملائک را سپس فرمود آن يار
تو پنداري که من ليلي پرستم
من آن ليلاي ليلي مي پرستم
کسي را کو به جان عشق آتش افروخت
وفاداري ز مجنون بايد آموخت
عشق یعنی...!
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی
با جهان بیگانگیعشق یعنی
شب نخفتن تا سحرعشق یعنی
سجده با چشمان ترعشق یعنی سر
به دار آویختنعشق یعنی
اشک حسرت ریختنعشق یعنی در
جهان رسوا شدنعشق یعنی س
ست و بی پروا شدنعشق یعنی
سوختن با ساختنعشق یعنی ز
ندگی را باختن**************
عشق یعنی...
!
عشق یعنی
انتظار و انتظارعشق یعنی ه
رچه بینی عکس یارعشق یعنی دیده
بر در دوختنعشق یعنی
در فراغش سوختنعشق یعنی
لحظه های التهابعشق یعنی
لحظه های ناب نابعشق یعنی
با پرستو پر زدنعشق یعنی آ
ب بر آذر زدن**************
عشق یعنی...
!
عشق یعنی
,سوز نی , آه شبانعشق یعنی
معنی رنگین کمانعشق یعنی
شاعری دل سوختهعشق یعنی
آتشی افروختهعشق یعنی
با گلی گفتن سخنعشق یعنی
خون لاله بر چمنعشق یعنی
شعله بر خرمن زدنعشق یعنی
رسم دل بر هم زدنعشق یعنی
یک تیمم,یک نمازعشق یعنی
عالمی راز و نیاز**************
عشق یعنی...
!عشق یعنی
چون محمد پا به راهعشق یعنی همچویوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من دریا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود
**************


سلام دوستان خوش اومدین